انسان عصر مدرن با انکار و نادیده گرفتن همه پیشینه تاریخی خود و ناکار آمد دانستن همه آن میراث برای حل مشکلات فعلی خویش می خواهد «اینجا» و «اینک» باقی بماند و دلبسته تاریخ و حوادث آن نیست.
اما آنچه می تواند چراغ راه آینده باشد رویدادهایی هستند که عطف در حیات بشری داشته و عبرت و پند آموزی حال و آیندگان می شوند ایام الله و یادآوری آن نه از آن جهت اهمیت دارد که ما را بخود مشغول دارد بلکه پلی هست تا از یاد و نصرت الهی غافل نباشیم و بدنیال علت و اسباب وقایع بوده و درس ظریف از تاریخ بگیریم و به اصلاح خطاهای پیشین بپردازیم، تا در حجت «صراط مستقیم» قرار گیریم و سعادتمند شویم.
هر ساله فرا رسیدن هفته پربرکت وحدت در کشور عزیز و سرافرازمان جمهوری اسلامی ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی یادآور چند مطلب اساسی هست که مزیت و منافع آن هم بر ملت شجاع و بصیر و دستور ایران اسلامی معلوم هست و هم موجب یاس و ناامیدی و انشاء ا... نابودی دشمنان جهان اسلام می گردد. عمده ترین این مطالب عبارتند از:
1. اصل ولایت فقیه ؛ بعنوان نظریه و نظام حکومتی جدید و متفاوت از نوع حکومتهای دوران مدرنیسم مدل نوینی در عرصه مدیریت سیاسی در دانشگاههای دنیا در حال م طالعه می باشد حکومتهای مبتنی بر انواع دموکراسی و سوسیالیستی و ناسیونالیستی و استبدادی و پادشاهی و ... در دهه ههای اخیر و مخصوصا بعد از جنگ جهانی دوم ، نه اینکه نتوانستند زمینه های آرمانی – معنوی نیازمندان جامعه خود را فراهم ساخته و ارتقاء دهند، بلکه از طرفی هم مومجب یاس و سرخوردگی فراوان شده که تولید و تکثیر و بازتولید انواع نحله های محافل صوفیانه و شبهه عرفانی و مکاتب بودیسم و هندوئیسم و سرخ پوستی و ... مهمترین دستاورد این دوران می باشد که زمینه انواع انحرافات و پراکندگی را فراهم و تشدید نموده اند ، و انحراف اساسی در ساختار و محتوای ایدئولوژیک ملتها را بوجود آورده اند اما اصل ولایت مطلقه فقیه توانسته است در همین زمان کوتاه پرآشوب جهانی با ارایه روشهای مدیریتی نوین حوزوی با منشا جامعیت و شمولیت دینی و استفاده از تجارب عملی مراکز بی غرض موجود دنیا به تبیین راهبردهای جهانی برای اداره بهتر بپردازد و زمینه استقلال و آزادی ملتها را فراهم و حمایت نماید و فصل رهایی آنها را تفسیر سنن و تشیع جهان وحدت و اتحاد عملی مبتنی بر محوریت وجود نورانی حضرت پیامبر اکرم (ص) بوجود آورد و آنها را در کنار هم به صفا و صمیمت و مهر و بصیرت دینی دعوت نماید . اما در طرف دیگر در هیچ کجای دنیا هیچ نوع حکومتی نتوانسته است مبتنی بر محوریت ادیان ابراهیمی پیروان خود را به اتحاد مستحکم برساند و امنیت معنوی را برای پیروانش میسر سازد .
2. وحشت دشمنان معنویت و مخصوصا جهت اسلام بشدت از وحدت امت اسلامی در کشورهای مختلف هراسان و دستپاچه شده و حاضر نیستند که یکپارچگی آنان را نظاره گر شوند چون می دانند که اتحادیه جماهیر اسلامی مخصوصا در خاورمیانه که مرکز نقل وحی الهی برای اکثریت پیامبران (ص) می باشد موجب نابودی آنها شده و دست آنان را از م نابع سرشار از منطقه کوتاه می نماید بهمین خاطر از هیچ ترفندی برای تفرقه و تشتت و تجزیه بین جهان اسلام و امتهای مسلمان دریغ ننموده و بیکار نمی نشینند نمونه های بارز آن ایجاد فرقه ها و مذاهعب نو استعماری چون بهائیت و وهابیت و قادانی گری در کشورهای اسلامی بوده و ازطریق حمایت های مادی و اطلاعاتی و تجربی ، تلاش می کنند که در همه این منطقه بذر اختلاف و نفاق را بکارند و همیشه با حضور نامشروع خود منطقه را در حالت آشوب نگه دارند گاهی را معرفی چهره های بظاهر مقبول اما سراپا فساد منتسب به غرب جهانخوار این کار را می کنند و گاهی با ایجاد انواع گروههای انتحاری وابسته به ترور و تخریب علیه مسلمانان و زیر ساختهای ملی آنان اقدام می نمایند و شرم آورتر از همه اینها اینکه اینگونه گروههای بظاهر اسلامی دست پرورده غرب در ز مینه های اطلاعاتی به جاسوسی و خود فروشی برای جهان پر از ظلم و تباهی می پردازند ؛ و ادعای حقوق بشری مبتنی بر سرمایه سلادی را تایید و حمایت می کنند .
3. پیوستگی و همبستگی دینی ؛ امت اسلامی در هر کجای کره زمین که زندگی می کنند اعتقاد دارند که قبله و کتاب و پیامبرشان بین همه رنگها و زبانها و ملیتها و فرهنگها یکی بوده و همه عشق و علاقه خود را به خاندان گرامی پیامبر اکرم (ص) ابراز داشته و در این راه تردیدی به خود راه نمی دهند مولفه های وحدت آفرین جهان اسلام از نظر عبادی در بین مسلمانان شوق زیستن ایجاد نموده و آزادی و دفاع از مظلومین و انتظار عدالت خواهی را تقویت می نماید این تفکر و عمل به آن متفاوت از بسترهای زندگی عمومی در جهان غرب بوده که تنها به لبریزی بی انتهای غریزه و حس برتری طلبی و تقویت فرد گرایی مبتنی بر انسان محوری بدون خدا می اندیشند و برای رهایی از همه حسرتهای فطری مجبورا که به محافل دم و دود و مسکرات غفلت زا پناه ببرند در حالیکه یک مسلمان با استفاده از آموزه های دینی و داشتن برنامه خودسازی تلاش می کند ضمن حضور فعال و پرنشاط در جامعه ، خود را خدمتگزار دیگران دانسته و از طریق مشارکتهای اجتماعی رضایت الهی را بدست آورد هر فرد مسلمان خود را جزیی از جهان اسلام دانسته و تلاش دارد که دیگران را نیز در همین مسیر راهنمایی و معاضدت نماید .
4. استحکام بینشی ؛ مسلمانان در هر کجایی که زندگی می کنند و می دانند که پیامبر اکرم (ص) در مدت بیست و سه سال رسالت خود بارها و مکرر فرمودند که دو ثقل بزرگ دین مرا حفظ کنید تا در دنیا و دینتان حفظ شود اول آن قرآن است که کتاب زندگی بوده و راهنمای حیات فردی و اجتماعی و جهانی هر بشری می باشد قرآن بعنوان آخرین معجزه جاویدان پیامبر اکرم (ص) کتابیست که مخاطبان آن اگرچه تخصیص به « یا ایها الذین امنوا » دارد اما فراتر از آن با خطاب « یا یا ایها الناس » همه انسانها را بدون مرز مکانی و زمانی متوجه خود نموده و تلاش می کند که آنها را از جهل و غلفت رهانیده و راه سعادت را به آنان بنمایاند چنان که در آیه 13 ، سوره حجرات می فرماید : ای مردم خداوند شما را بصورت مرد و زن در رنگها و فرهنگها و تبارهای متفاوت قرار داده تا بتواند یکدیگر را بشاسید و بلکه همدیگر را پیدا کنید و بدانید برتری شما به میزان خداترسی شماست دقت در این جملات و مقایسه آن با آموزه های عصر جدید آغاز شده از دوران رنسانس نشان می دهد که کارآمدی دین اسلام با توجه به جامعیت و شمولیت و جهانی بودن آن نه اینکه قابل انکار نیست بلکه اساسا قابل مقایسه نیز نبوده و انسان متفکر منطقی خود بخود برای انتخاب یک زندگی سعادتمند به سوی اسلام عزیز گرایش پیدا می کند. نکته دوم اینکه نزدیکترین افراد به پیامبر اکرم (ص) برای تفسیر و تبیین قرآن کریم ، اهل بیت نبوت و رسالت (ص) می باشند که مورد وثوق اجماعی همه مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز هستند برادران اهل سنت در کنار احترام و افر به صحابه کرام و نقل احادیث و روایات از آن بزرگواران، خود را وامدار آموزه های فرزندان حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (صدیقه) (س) دانسته و از آنان به نیکی یاد می نمایند و احترام می گذارند چنانکه امام احمد بین حنبل می گوید : برای هیچ یک از اصحاب رسول خدا (ص) از فضایل صحیح السند به مقدار آنچه برای علی بن ابی طالب نقل شده ، نرسیده است (شواهد التزیل ، ج 1 ، ص 19 ) و باز مسلم در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که : رسول خدا درباره امام حسن (ع) فرمود : « بارخدایا ! همانا من او را دوست دارم پس تو نیز او را دوست بدار و هر کس که او را دوست دارد نیز دوست بدار (صحیح مسلم ، ج 7 ، ص 129 / صحیح ترمذی، ج 5 ، ص 661 ) . خاندان گرامی رسول الله (ص) محل ر جوع و امنیت فکری و اصلاح دینی و الگوی عملی ثابت برای همه مردم دنیا هستند و از این نظر حتی نسبت به محتوای دین یهود و مسیحیت در دوران اخیر نیز همچنان برتری داشته و قابل مقابله و مقایسه نیستند .
5. جهت گیری زندگی فردی و اجتماعی ؛ مسلمانان از نظر تعبدی و تکلیفی دارای راهنمای مشخص و معتبر بوده و نیازمند به مدلهای غیر قابل استناد و برون دینی نمی باشند هر مسلمانی می داند که انجام هر فعلی خیری چه تکلیفی و چه استحبابی او را به خداوند نزدیکتر ساخته و یا برعکس خدای ناکرده وی را از نعمات الهی دور می سازد در عین حال گوشه چشمی هم به « شفاعت » پیامبر اکرم (ص) و خاندانش در روز قیامت داشته و انتظار دارد که مورد عفو و بخشش الهی قرار گیرد اما در جهان ماتریالیتسی غربی اساس خدمتگزاری و یا ایثارگری معنای ماورایی نداشته و جنبه کار کردی آن باید منجر به تامین منافع مادی در همین جهان شود یک فرد غربی همه توانایی و خلاقیت خود را بخدمت می گیرد تا بتواند در زندگی فردی خویش از رفاه و امنیت بیشتری برخوردار باشد و مسوولیتهای اجتماعی « دگرخواهانه » مفهومی گنگ و نا آشنا تلقی می گردد ، و از قبل زندگی خود تنها به خودش بودن و بهره مندیهای شخصی و در اینجا و اینک می اندیشد چون از طرفی در دین او انگیزه یی برای خدمت و طلب پاداش در روز قیامت بصورت مشخص وجود ندارد چون آنها در آموزه های دینی خود یاد گرفته اند که حضرت عیسی (ع) با خون خود ناجی شان شده بنابراین چرا آنها باید تلاش اخلاقی و اعتقادی کنند و از طرفی هم وقتی می توان در همین دنیا گناهان کوچک و بزرگ را از ار باب کلیسا خرید ، بنابراین بود و نبود معاد دیگر اهمیت و ارزشی پیدا نمی کند اما اسلام دین مسوولیتهای فردی و اجتماعی و جهانی بوده و هر کسی به اندازه وسع و امکانات خود موظف است که د راصلاح خود و جامعه اش بکوشد و از منحرف شدن و نهادینه شدن کجی ها در جامعه جلوگیری نماید مسلمان خود را مسوول همه همکیشان بلکه همه بشریت دانسته و غافل از سرنوشت آنان نمی باشد .
نکته نهایی مطلب وحدت اینکه مسلمانان اعم از شیعه و سنی تلاش دارند که با نشر معارف دینی زمینه تربیتی فرزندان خود را در جامعه اصلاح نموده و از خطرات نفوذ فرهنگی جهان غربی و مادی سکولار نجات دهند . امروزه غرب با استفاده از همه ابزارهای رسانه یی پیشرفته و فراگیر خود تلاش می کند که انسجام میان مسلمین عالم شکل نگیرد و با ایجاد نظریه « اسلام هراسی » سعی در تقویت جبهه مسیحی صهیونیستی داشته و از طرفی هم می خواهد مسلمانان را دچار خود تحقیری و خویشتن ملامت گری نموده و با انتصاب واژگانی بظاهر موجه و دهان پرکنی چون بنیاد گرایی ، تروریسم ، طالبانیسم ، فناتیک ، غیر مدرن و غیر عصری ، ضد حقوق بشر ، ضد آزادی ، متحجر و ... آنان را از هویت دینی خود جدا سازند . اما زهی خیال باطل، مسلمانان چه شیعه و چه سنتی و چه زن و مرد ، در هر کجای عالم که زندگی کنند خود را وابسته و مدیون شوق انگیزی زندگی دینی دانسته و فراموش نمی کند که بر خلاف تبلیغات رسانه یی غرب نه اینکه عصر حجاکمیته دین در جهان پایان نیافته ، بلکه بعد از موج سوم نظریه پردازی چون « تافلر» باید منتظر ظهور «موج چهارم معنویت گرایی» در دنیا باشیم که آثار آن را در قیام مردم مصر و تونس و یمن و بحرین و لیبی و ... بخوبی مشاهده می نماییم .دور نیست زمانی را که صدور انقلاب اسلامی بتواند پایه های ظلم و ستم رژیم غاصب صهیونیستی را درهم شکند و آن زلزله یی را که در سال 1979 مناخیم بگین صهیونیستی دردباره انقلاب اسلامی ایران گفت همه آمال آنها را به تلی از خاک تبدیل نماید باید همچنان حول محور دین مبین اسلام متحد گردیم و دعوت کننده هر مظلومی برای رهایی از ظلم در این راه باشیم دور نیست که تحقق آیه « مزید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین » آیه 5 سوره قصص را منتظر باشیم که طلیعه آن بخوبی قابل حس و درک می باشد .
به امید روزی که نظریه مترقی ولایت مطلقه فقیه در جهان فراگیر شود و جهان رو بسوی رهایی از ظلم گام بردارد، آن خورشید پنهان از مشرق زمین ندای نیای خود را سر دهد که « هل من ناصر ینصرنی » و جهان بدست او آباد گردد و عدالت موجب رهایی و آزادگی بشری شود . انشاء ا...
مصطفی شریعتی رودسری
جمعه 7/11/1390

|